«مُعَطّلْ»
40 Open in Telegram

«مُعَطّلْ»

Persian

•مترادف معطل: بلاتکیف، منتظر، بی حاصل، بی کار، بی مصرف، بی استفاده، معلق، چشم به راه، سرگردان
•کیم من؟
آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان
نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی.
•اینجا کجاست؟
مجموعه ای از من و هرآن چیز مربوط به من.

Relate channels