مَموّاٰج؛
84 Open in Telegram

مَموّاٰج؛

Persian

زهر اندوه که به جانم نشست
از قلبم کلمه بارید و از چشم‌هایم واژه؛
نوشتن، مرهمم شد.

اینجا پناهیست برای واژه‌های گمگشته
و آغوشی برای حرف‌های مگو؛

کلمات الهام می‌شوند بر روح،
می‌نشینند بر قلب،
می‌شوند پاره‌ای از تن؛
جان من را نستانید و به نام خود نزنید!

Relate channels