آماج
166 Open in Telegram

آماج

Persian

فرهنگ دهخدا: تودهٔ خاکی که نشانهٔ تیر بر آن نهند. آماج. || نشانهٔ تیر. آماج. (برهان قاطع). || این کلمه از فارسی وارد عربی شده و بمعنی «مسافتی که کمان میتواند تیر را بیندازد» بکار رفته است.
⚪⚪⚪⚪⚪
سلام، رضا باقری پور هستم.
@r_bagherii

Relate channels